ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى

314

تاريخ گيلان ( فارسى )

ز آتش ظلم و جفا گرديد ناگاهان خراب * ملك گيلانى كه خاكش بود خوشبوتر ز مشك سر وارث ملك تا بر تن است - تن ملك را فتنه پيراهن است . سواد كتابتى كه خان احمد از بابت اهانت و عتاب به خط خود در جواب عريضه شيرزاد سلطان قلمى نموده بود . چون سابقا مرقوم كلك بيان گشته بود كه شيرزاد سلطان در جنگ پسيخان تاب مقاومت اميرهء گسكر و هجوم عسكر او نياورده محمد امين خان پسر جمشيد خان را از دست داده ، به طريق انهزام از راه فياليم ، به جانب پير بازار فرار نموده و از غايت خجالت و انفعال به نزد خان احمد نرفت ، به سيد اشرف به خانهء خواجه دلو توقف نموده بود كه در خلال اين حال و حالت غصه و ملال خان احمد او را طلبيده ، دل‌آساى مشفقانه نموده ، سپه‌سالارى كوچسفهان را به دو عنايت و التفات فرموده بود . مشاراليه مدت دو سال به استقلال به امر حكومت قيام مىنمود و جمعى از اعيان و كثيرى از اجامره و اوباش و اشرار به قانون آن روزگار ، به ملازمت او اقدام مىنمودند و به رعايا و زيردستان ستم و زيادتى مى كردند . خان احمد بنابر صلاح فقرا و مسكينان ، وزارت كوچسفهان را به كاس خواجه نامى كه از اكابر كوچسفهان و در كفايت و كاردانى سرامد اكفا و اقران بود ، تفويض فرمود . خواجه مشاراليه دست متغلبه را از گريبان مظلومان كوتاه كرده ، تمكين بىحساب شيرزاد سلطان و ملازمان به قدر امكان نمىداد . لاجرم شيرزاد سلطان از وزير بىنظير رنجيده ، جمعى از اجامره را شب بر سر او فرستاده ، به قتل